خرید بک لینک
«خداوند به ابراهیم گفت: "کشورت، مردمت و خانۀ پدرت را ترک کن و به جایی برو که به تو نشان می دهم. از تو ملتی شکوهمند و مبارک می سازم. نامت، بزرگ و تو، تبدیل به یک نعمت خواهی شد."» -جِنِسیس 12 چند ماهی میشود که هجده سالم شده است. مثل بیشتر هم سن و سال هایم، از اوایل دبیرستان دغدغۀ کنکور و دانشگاه را داشتم. خانواده ام باور داشت که بهتر است تجربی بخوانم تا پزشک شوم. اما من، علاقه ام را دنبال کردم. کم کم از درس های مدرسه و رقابت برای بهترین دانش آموز شدن، فاصله گرفتم و به انگیزه های درونی خودم، بها دادم. از روزی که ایندیویجوئالیسمِ نوجوانی در من غلیان کرد و شروع به جدا شدن از «گله» کردم تا به امروز، اتفاقات زیادی برایم افتاده است. حالا که به سه-چهار سال اخیر فکر می کنم، چیزی در خود نمی بینم جز جهل؛ اما جهلی منحصر به فرد. این روزها بیشتر وقتم را صرف کد نوشتن و کلمه نوشتن می کنم؛ تلاش می کنم یک اختلال ژنتیکی کذایی را شکست دهم؛ کتاب می خوانم و قدم می زنم. این روزها، اما، بیش از هر چیز، از خود می پرسم «چرا؟». اوایل امسال، از مینروا کالِج، گزینشی ترین دانشگاه ایالات متحده، پذیرش گرفتم و بعد از هفته ها کلنجار رفتن با خودم، تصمیم گرفتم تا، فعلاً، در ایران بمانم. این نوشته، فرایند ذهنی تصمیمم را بیان می کند. تایی لوپز، «مربی موفقیت» و میلیونر آمریکایی است که، به قول ایتِن کلاین، «رویای سبک زندگی خود را می فروشد». جاناتان هایت، نویسندۀ کتابهای The Righteous Mind و The Cuddling of the American Mind، از برترین نقدها بر جامعۀ مدرن غربی، در ادعایی جالب، انسان ها را 10% زنبور و 90% میمون دانست. ما پستاندار هستیم و الگوهای رفتاری ـمان نیز در طی میلیون ها سال، بر اساس انتخا

برچسب: نویسنده: هلیا حسینی تاريخ: چهارشنبه 8 تير 1401 ساعت: 14:53

«بهشت، با انتظار کشیدن به دست نمی آید. نخواهید گفت بهشت اینجا یا آنجا است. بلکه قلمروی بهشت بر زمین گسترده شده، اما مردم آن را نمی بینند.» -عیسی مسیح، انجیل تامِس ارسطو حالا که اهداف ما، کار نمی کنند، چه راه نجاتی در زندگی داریم؟ اگر گله را دنبال کنیم، هدفی شخصی نخواهیم داشت و اگر اهداف شخصی خودمان را دنبال کنیم، چیزی جز رنج، پیش روی ما نیست. ارسطو می گوید با رسیدن به «ایوداییمونیا». ترجمۀ کلمۀ ایوداییمونیا (Eudaimonia)، تقریباً غیرممکن است. خیلی ها این کلمه را به عنوان «خوب زندگی کردن» یا «شکوفایی» درک کرده اند. اما خود ارسطو، ایوداییمونیا را واقعیت بخشیدن به توانایی های انسانی ـمان می داند. ایوداییومنیا اما به یک مفهوم دیگر بستگی دارد: «ارگون» (کاربرد). توانایی های یک نجار با توانایی های نوازنده، متفاوت و رسیدن به ایوداییمونیا برای این دو، نیازمند دو مسیر متفاوت است. اما، در نهایت، ارسطو به همه، یک روش را برای رسیدن به ایوداییمونیا به همه توصیه می کند: قرار دادن منطق و خرد در مرکز رفتار و تفکر و دنباله روی از «آره ته» (کیفیت ممتاز). این گونه، شادمانی، یک حالت منفعل نیست، بلکه رشته ای از فعالیت های معنادار، با توجه به کاربرد انسان در جهان (ارگون) و با کیفیت ممتاز (آره ته) است. به زبان دیگر، نتیجۀ عبارت های «اگر-سپس»، اهمیتی ندارند؛ مهم فرایند درگیر شدن با آن ها با باور به کیفیت و کاربرد رفتارمان است. مارکوس اورلیوس و جردن پیترسن دیگر راه حلی که برای قایق رانی در رود پرخروش زندگی و تحمل دردِ شکست خوردن عبارت های «اگر-سپس» ارائه می شود نیز، از مدیترانه می آید: اینبار، از رومِ مارکوس اورلیوس، از استوییک ها. مارکوس اورلیوس، امپراطور در آستانۀ انفجار و آخرین نگه بان

برچسب: نویسنده: هلیا حسینی تاريخ: چهارشنبه 8 تير 1401 ساعت: 14:53

صفحه بندی